بچه‌ها جان، انقدر خسته‌ام که خستگی‌ام نیاز به صد سال خوابیدن دارد که در برود. 

بچه‌ها جان به جان خودم آنقدر شب‌ها فکر میکنم که نمیتوانم بخوابم و همین خسته‌ترم میکند. 

بچه‌ها جان، به آدم‌های مسخ شده میمانم که نه خوابند و نه بیدار.

بچه‌ها جان، کاش یکی بود از این خواب و بیداری، بیدارمان میکرد و بعد میخواباندمان. 

بچه‌ها جان روحم دیگر نمیکشد به جان برادرم. 

Mauvais jours