Am i happy? Nah.

Am i sad? Nah.

I’m stressed out madafakas!

ولکام تو انادر اپیزود او واتس رانگ ویت دیس بچ! دود نات گانا لای عایم کایندا فاکد آپ. حتی نمیدونم چرا فاکد آپم فقط میدونم که فاکد آپم ان دس ایون مور فاکد آپ. ای انسان‌ها من میخوام در تک تک خط‌هایی که میکشم دود بشم برم توی آسمون اما دریغا که کمتر از نصف واسم مونده و این نصف نمیتونه منو حتی تا نوک درخت کاج توی کوچمون ببره. زندگیم تبدیل شده به یه روتین خاکستری رنگ دقیقاً همرنگ فرش کف اتاقم، درست مثل همین فرش یه جا که حواسم نیست اون وسط مسطاش دستم میخوره تصادفی یه قطره رنگ میچکه روی گلای تکه تکه و خستش و مــ َ ــن (از اون من گفتنای سجاد طور) تا بیام به خود دیدم همون یه قطره هم توی اون همه خاکستری حل شده. حلــــه! حلت بفنائک. میبینید حفظش شدم؟ حتی توی مکالمات روزمرم هم همینطوره‌ها یهو میبینی یه تصرف میزنم به بک تو بلک! هی به خودم میگم دختر بس کن استرسو میشه، بس کن فکر اضافیو میشه، بس کن دیگه. بعد اونیکی من رو میکنه بهم میگه راست میگه دیگه شلوغش کردی؛ شد شد نشد یه زخم میشه روی همونجایی که نمیذاری بقیه ببینن رها کن دختر. شد شد نشد میخندیم، بعد راه میریم و بعد دوباره میخندیم. شد شد نشد… نشد دیگه. امیدی ندارم، همینطور بی‌امید واسه خودم میگردم، میخورم، میپوشم، یکمم میخوابم.

ای کاش حداقل میشد گریه کرد. 

Mauvais jours