دلم میخواد فرار کنم….

یجا برم هیشکی نشناستم…

بعد اونجا کارمو شروع کنم…

یجا ک اصن هیشکی نمیشناستم خیلی خوووبه…

انگار بدور از قضاوتی..

قضاوت هستا…ولی دیگ برامنمهم نیس..چون نمیشناسمشون و نمیشناسنم و قضاوتشون بی پایه و اساس تراز هرقضاوتیه…

دلم میخاد ازاین ادمایی ک دورمن فرار کنم..

امین..فاطمه..علی..محمد…

همههههه…

البته باخانوادم باشما…

بدون اونا دلم تنگ میشه‌..