من یه دوستی دارم که تو بلاگفا باهاش اشنا شدم و از زمان اشناییمون تا الان ۳ سال میگذره =) ۳ سااالی که تو بلاگفا شاهد تمام روزای خوب و روزای سختم بوده.

تو این مدت من هزار تا وبلاگ عوض کردم و حتی از یه جایی وبلاگ نویسیو ول کردم. و جالب اینجاست هر وقت با همین دوستم حرف میزنمو حرفامون به وبلاگ و وبلاگ نویسی و بلاگفا میرسه، دلم برای اینجا و برای نوشتن تنگ میشه، میام وب جدید میزنم ادرسشم میدم بهش و اونم تو وبش لینک میکنه ولی من میرم تا سال بعد و گفت و گوی جدیدم باهاش و ادرس وب جدید برای لینک کردن =/ اخرشم باز هیچی به هیچی.. بعضی وقتا حتی روم نمیشه برم بگم هِی من اومدم اینم لینک وب جدیدمه XD

ولی جدی الان که حسش اومده و برگشتم، خیلی چیزا برای نوشتن و تعریف کردن دارم. به امید خدا این دفعه نوشتنو ول نمیکنم :”) الان که فکرشو میکنم از سال ۹۸ تا حالا کلی خاطره رو که نوشته بودم به باد دادم رفت.. و واقعا حیفم میاد و میگم کاش نگهشون میداشتم :”)

حالا هم به قول فریدون زندی “اومدم خیلیم خوش اومدم” ^_^