بابابزرگ من یه دخترخاله ای داشت به اسم اکرم. این اکرم خانم زن زبر و زرنگیه و همه ما خاله اکرم صداش میزنیم(این روزا مریضه، دعاش کنید)

این اکرم خانم، رفت و آمد زیادی با ما داشت و ما هم همیشه دوسش داشتیم. 

شاید 17-18 سال پیش بود که یه بار اکرم خانم جهت صرف عصرانه و کمی اختلاط با مامان بزرگم اومده بود خونه مامان بزرگم اینا، اون موقع هم موبایل تازه اومده بود و هر کسی موبایل نداشت. این خاله اکرم چون پولدار بود، یکی داشت. خلاصه یکی از دوستاش به موبایلش زنگ زد و این خاله اکرم ما رو دعوت کرد شام بره خونه شون. خاله اکرم هم اینجوری دعوتشو قبول کرد:

– ببین مهناز فقط شام «ساده» باشه ها! یکم سوپ، یکم پلو، یکم مرغ، یکم سالاد، یکم دوغ و نوشابه. خیلی خودتو تو زحمت ننداز!

حالا امروز این آرایشگری که رفتم پیشش هم مثل خاله اکرم، خیلی با مفهوم «ساده» آشنا نبود. من بهش گفتم میخوام موهامو «آلمانی ساده» بزنی.

مدل موی آلمانی

راستش همون اول وقتی دیدم کلی گیره به موهام بسته، فهمیدم بنده خدا خیلی با مفهوم آلمانی ساده آشنا نیست.

مدل مویی که زدنش 10 دقیقه طول میکشه رو تو 50 دقیقه زد. با قیمت مناسب و کیفیت نسبتا خوب ولی خیلی پر زرق و برق!

با یه صدای خیلییییی آروم هم صحبت میکرد طوری که نمیشنیدم اصلا چی میگه. مجبور بودم الکی لبخند بزنم در حالی که ایشون مشغول هنرنمایی رو کله بنده بودن. همزمان داشتم برای شادی روح «آقا نادر» سلمونی قدیمی محله مون فاتحه میخوندم. پیر بود و یه مدل بیشتر بلد نبود اما حداقل دو ساعت طول نمیکشید کارش.

امروزم مهمون داشتیم و متاسفانه انقدر دیرم شد که مجبور شدم با هزار و یک ژانگولربازی دوش بگیرم تا رسیدن مهمونا!

یادش به خیر، تو ایام جهالت و غربت، با جناب شاخدار یه سلمونی باکلاس و گرون پیدا کرده بودیم. از اونایی که نوشیدنی و … هم میداد. چون ما مثل خوش آذربایجانی بودیم، باهامون احساس قرابت بیشتری میکرد. هم نصف بقیه مشتریا پول میگرفت هم نوشیدنی و شستشوی سر و … برامون رایگان بود

البته خدا وکیلی ما هم سواستفاده نمیکردیما 🙂

از وقتی کرونا اومده، متاسفانه آرایشگاه قبلی تعطیل شده و منم سلمونی خوب پیدا نمیکنم. یکی بداخلاقه، یکی انقدر نامنظمه که معلوم نیست کی باز میکنه و نمیشه روش حساب باز کرد، دوتاش زیادی گرونن، یکیش مغازه اش دوره(باز از همه بهتره) یکیشم که امروزیه بود، زیادی لفت و لیس داشت.

میدونید من حاضرم برای آرایشگر خوب، عطر خوب، غذای خوب و … خرج کنم. متاسفانه دیگه گرونها هم زیاد کیفیت خوبی ندارن.

بیش از یک هفته از ترک سیگارم گذشت 🙂

ایشالا یه روزم بگم وزنم به محدوده نرمال رسید 🙁

پ.ن: دخترعمه هم به زودی ازدواج میکنن. چه خبره اینقدر عروسی پشت هم؟