اهل ایموجی نیست زیاد. اهل چند تا ایموجی کنار هم فرستادن که اصلاً نیست! منشنش کردم زیر یه پستی که چیزی که نوشته بود، حرف دل من بود بهش! تو جواب سه تا ایموجی 😅 فرستاده بود! و توی واتساپ پیام داد که این منشن‌ام خیلی براش ارزش داشت با یه ایموجی قلب. موقع خدافظی هم یه استیکر قلب گنده فرستاد.

چطور می‌تونم بهش وابسته نباشم وقتی تو سخت‌ترین روزای زندگیم حتی شده قد یه کلمه کنارم بوده؟ یه لبخند به لبم آورده؟ ولی نباید بهش وابسته بشم… وابسته شدن یکی از بدترین حس‌های دنیاست…

شیفت بود. گفتم داریم برمی‌گردیم. فکرشو نمی‌کردم چند ساعت بعد اس ام اس بده و بپرسه رسیدم. همین یه کار کوچیکش، برای منی که با یه نخ نازک به زندگی وصلم، خیلی ارزش داره…

به قول خودش، برای تولد من دیگه خونه است! واسه اولین بار به روش آوردم که چقدر هم هر سال موقع تولدم دپرسه. اولش سعی کرد منکر بشه ولی آخرش رسید به هوم. چرا باید اون تولدش درست یه روز بعد از من باشه؟؟! یه سال 365 روزه…

دلم می‌خواست براش سوغاتی بخرم… ولی هم وقت نشد، هم ترسیدم توی راه بشکنه. اگه تابستون بشه، براش سوغاتی می‌خرم… این سنت سوغاتی خریدنم برای دوستان، همون اوایل دانشگاه دیگه نسلش منقرض شد! ولی میم باعث می‌شه دلم بخواد براش سوغاتی بخرم…