رفتم بخش غدد و به بچه ها گفتم فشارمو بگیرین. و بله فشارم 18 روی 12 بود 

ظهرش تو خونه دو بار فشارمو گرفتن که خوب فشار بزرگ تا 15 عقب نشینی کرد، امروز هم یه نوبت فشارم 14 رو 7 شد و یه بار هم 12.5 رو 8.

فکر کنم الانم بالاست چون احساسش میکنم. اما خوب قطعا مثل اون روز به 18 نرسیده!

این دو روز واقعا حالم بد بود.

میدونید من هیچوقت بدنمو دوست نداشتم. همیشه باهاش بد رفتار کردم و رفتارای غلط داشتم.

همیشه بد غذا خوردم. خیلی بد. سبزیجات و میوه که نخوردم زیاد، در عوض غذای پر روغن و پر نمک و شیرین مثل کیک و بیسکوییت زیاد خوردم.

ورزش؟ زیاد حرفه ای نرفتم سمتش. راستش علاقه زیاد داشتم. ولی بهونه هام از اراده ام قوی تر بودن.

سیگار و قلیون هم کشیدم و گند زدم به بدن خودم.

همیشه استرس داشتم. هیچوقت نخواستم برا خودم ارزشی قائل باشم و بگم فدای سرم. میدونید خیلی مهمه آدم در عین تلاش کردن، همیشه یکمی هم رو دور بیخیالی باشه. 

حتی خیلی وقتا در حد پوشیدن یه لباس قشنگ به خودم ارزش ندادم و خراب کردم خودمو

این بالا رفتن فشار خون، یه هشداری بود برام که حسین، تو همیشه جوون نیستی یکمم فکر خودت باش!