دیروز روز شلوغی بود و شب یک شب آتشین😂

دیروز صبح در گرمای سخت تابستان رفتم کتابخونه و پنچتا کتاب امانت گرفتم، که تا اخر این هفته میخونمشون، دوتا از کتابا برای کارم هستن و سه تاشونم موضوع روانشناسی دارن.

دیروز تونستم به همه کارام برسم و درسمم بخونم.

البته نکته به یاد ماندنی دیروز اینکه، شب بلند شدم چای دم کنم، قوری گیر کرد و یه عالمه آب جوش ریخت روم😂 هنوز از دیشب درحال سوختنم، فکر کنم امروز یا حدقل صبحش رو صرف استراحت کنم😂