صبح که داشتم بد بختیاتو میشنیدم به خدا گفتم اگر به خاطر آه و بغض ناراحتی های منه ببخشش و اینقدر اذیتش نکن
ولی الان فهمیدم تو فقط یه کثافتی که بلدی زندگی منو خراب کنی
تو فقط یه دختر هرزه ای که با جنده بازیات خودتو به اهدافت میرسونی
و الان به این نتیجه رسیدم که من به خاطر یه آدم خراب و بی ابرو مثل تو نباید خودمو عصبانی کنم
+امشب فک کنم قراره بارون بیاد چون خیلی دلم از ادمای دور و برم پره لعنت به همتون که فقط بلدید فکر خودکشی و ناکافی بودنو به من بدید
ولی از اونجایی که من خیلی زرنگ تر از شما هستم همه ی این ناراحتی ها رو به قلب عزیزم میسپارم و شب میبارمشون تا اروم شم