این روزا خیلی حالم بده انگار یه غم بزرگ رو دلم غمباد گرفته و هی داره بزرگ تر و بزرگتر میشه بعضی وقتا هرکاری میکنی به هر دری میزنی انگار نه انگار هیچی حالت رو خوب نمیکنه جانان عزیزم این روزا از اون وقتاییه که خیلی خیلی جای خالیت حس میشه کاش پیشم بودی میدونم که فقط چند دقیقه کنارت بشینم فقط کنارت بشینم بدون اینکه حتی یک کلمه هم باهات صحبت کنم بزرگترین غم های دنیا رو هم که داشته باشم همه رو از یاد میبرم . چقدر سخته دلت پر از غم باشه و اونی که  بهش احتیاج داری پیشت نباشه همه این سالها غم هام رو با یاد تو تسلی دادم درد دلام رو تو دلم فقط با تو گفتم خیلی احساس تنهایی میکنم کاش همین الان همین لحظه پیشم بودی جانان عزیزم حس تک درختی رو دارم که مجبور به زندگی در یه کویر خشک و بی آبه و تنها به امید آمدن بارانه سرسختانه در حال جنگیدن با تمام ناملایمت ها و سختی های روزگاره و به امید بارانی که سالها نیومده ولی ته دلش مطمئنه که بالاخره یه روز میاد و سیراب میشه از دیدن محبوبش .تا اون روز فقط دلخوشیم مروز خاطراته قشنگته حس قشنگ اولین عشق،  گرگرفتن صورتم توهوای خنک پاییز بعد دیدنت حس و مزه ای وصف ناپذیر مثل مزه کشیدن اولین سیگار و یا مزه اولین نوشابه سیاه شیشه ای تگری با بیسکویت کرمداری که زمان بچگیم با اولین دستمزدی که گرفتم و رفتم جلوی بقالی با یه حس غروری خریدم و همونجا نشستم رو سکوی جلوی بقالی با کیف و لذت وصف ناپذیری خوردمشون آره درسته تو شبیه که نه دقیقا بهترین حس و حال همه روزای زندگی منی و منی که بی نهایت به اون حس و حال نیاز دارم کاش پیشم بودی همین الان همین لحظه