امروز دو قسمت از آنشرلی رو دیدم.

یک قسمت از فرندز رو دیدم و تا حالا هیچ قسمتی نبوده که تا این حد خوب متوجه شده باشمش با زیرنویس انگلیسی و از این بابت که ٔذهنم و گوشم داره عادت میکنه به انگلیسی شنیدن و در لحظه درک کردن خوشجالم.

امروز طبق برنامه دوشنبه ها و جمعه ها قرص آهنم رو خوردم.

چند تا ولاگ از فیتوپیا دیدم و به نظرم ولاگاش خیلی کارامدن و تحت تاثیری قرار داد و برای هفت ماه آینده برای ۱۴۰۱ هدف نوشتم. فعلا شده بیست و یکی. در ادامه باز هم چیزی اگر به ذهنم اومد حتما مینویسمش.فکر کن آخریش تا الان ناز کردن گربه بود:)

امروز نشستم و حدود نیم ساعت برای خوندن انگلیسی وقت گذاشتم. اگرچه حین دیدن کلاس تمرکز کامل نداشتم اما مثل گذشته وسواسی رفتار نکردم و فقط سعی کردم هر لحظه که به یادم اومد که باید تمرکز کنم، تمرکز کنم و یک یونیت رو کامل تموم کنم.

فردا به کلاس زبانم علاوه بر اینترچینج، اکسپرشن ها رو از اون پیج اینستا هم اضافه میکنم.

راستی یه چنل خوب تو یوتوب پیدا کردم که ترکی رو از پایه یاد میده.

و البته برای دومین روز متوالی برای دولینگو وقت گذاشتم.

بعد از انجام این همه کار خواستم به خودم چون جمعه ست استراحت بدم و طراحی نکنم.

اما:)

اما گویا داره به یه عادت بدل میشه:) فلذا به صورت خودکار رفتم و حدود یک ساعت و بیست دقیقه برای طراحی وقت گذاشتم.

خوشحالم که دارم فعالانه طراحی یاد میگیرم. و سر هر تمرین نکته جدیدی رو به صورت خودآموز دارم فرا میگیرم. و تا الانش هیچ دو تا تمرین طراحی ای برام نبوده که عین هم بوده باشه و هیچ نکته جدیدی ازش یاد نگرفته باشم.

خلاصه که همینا.

خلاصه که خوشحالم روزهام داره پروداکتیو میگذره…

میدونم باز هم در آینده روزایی میرسن که دارک باشن برام اما…

زندگی همینه. فراز و نشیب داره .

خرداد و تیر نشیب بود و مرداد الان شده فراز.

ولی تو سعی کن تا حد ممکن خودت رو باانگیزه و پرانرژی نگهداری عزیزکم.

آخ. چقدر نوشتن باعث شد حس بتری نسبت به خودم داشته باشم.

مرسی ازت سارای ۲۱ ساله عاقل من که داری سعی میکنی توی زندگیت پیشرفت کنی.

خیلی دوست دارم و فراموش نکن که چقدر باارزشی.