من دلم واسه اون روزا تنگ شده

واسه اون موقع ها که از سرما میلرزیدم و dc کاپشنشو میداد بهم و مجبورم میکرد بپوشم، من اعتراض میکردم که به تنم زار میزنه و برام بزرگه، ولی اجازه نمیداد درش بیارم و خودش از سرما میلرزید بعد دستامو میگرفت میگفت من اینجوری گرم میشم

←   Dc

+++++++++++++++++++++++++++++++++