دیشب تا ساعت دو و نیم بیدار بودم داشتم با اهنگ “دیار عاشقی هایم” همایون شجریان گریه میکردم😐

صبح ساعت پنج پاشدم صبحونه خوردم کارامو کردم، آشغالا رو جمع کردم، یکم اونجاها رو مرتب کردم، ساعت ۸ پیاده رفتم تا کلینیک (نیم ساعت راه بود و البته منم تند میرم) تا الان که دوباره پیاده و بصورت نیمه مذاب رسیدم خونه

و دلم میخواد بدونم تهش چی میشه واقعا 

←   احوالات

+++++++++++++++++++++++++++++++++