حیلی بی حوصله ام، مخصوصا حوصله آدم ها رو به هیچوجه ندارم.

حوصله حرف زدن و معاشرت باهاشون رو ندارم. اکثرا خیلی پوچ و توخالی به نظرم میان، و همه هم مثل همدیگه اند. چیز تازه و جدیدی برای عرضه کردن ندارند

دلم میخواد یه مدت از همه دور باشم و فقط کتاب بخونم و فیلم ببینم. حتی حوصله نقاشی کشیدن هم ندارم دیگه

بخصوص با اتفاقاتی که اون اواخر تو هنرکده افتاد.

←   احوالات

+++++++++++++++++++++++++++++++++